تبلیغات
یادداشت های عاشقانه... - هیاهوی زندگی
تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393 | 10:00 ب.ظ | نویسنده : همكلاسی
در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت ،
در حالیکه گویی ایستاده بودم !

چه غصه هایی که فقط به غم دلم حاصل شد،
 در حالیکه قصه کودکانه اى بیش نبود !
دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نخواهد نمی شود !
به همین سادگی …
چشمه ها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا میکنند
کوه ها با قله ها و دریا ها با موج ها زندگی پیدا میکنند
و همه ی انسان ها با عشق …
پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که میدانم ناتوانم رحم کن
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم
و حتی من نباشد …
اما نباشد لحظه ای که در قلبم”عشق” نباشد !




طبقه بندی: عاشقانه، دلنوشته ها،
برچسب ها: هیاهوی زندگی،
دنبالک ها: منبع:گروه آروشا،